از جمله اين شخصيتها هنرمندى بود به نام على تابش كه در كنار مرحومان نوذرى و مقبلى و قنبرى و فروزنده اربابى و دهها هنرمند ديگر نقش آفرينى مى كرد. يكى از اين كاراكترهاى خيالى و كمدى كه واقعا هنرمندانه توسط على تابش اجرا مى شد شخصيتى بود بنام "على بونه گير" يا على بهانه گير بود كه بى محابا به همه چيز و همه كس ايراد وارد مى كرد و بهانه الكى مى گرفت و صد البته تكه كلامى داشت كه در ابتدا و آخر جملات خود با آه و ناله مى گفت "آخه". بعنوان مثال با لحنى حزن آلود مى گفت " آخه اين چه وضعيه، شهردارى اومده خيابون ما رو همون روزى كه تقاضا كرديم آسفالت كرده و تر و تميز تحويل داده ، " آخه اين چه وضعيه ،آخه" چرا شش ماه صبر نكردند، چرا همه جا را نكندند، چرا محله را به كثافت نكشيدند ،آخه!
اپوزسيون جمهورى اسلامى كه اين روزها از طيف وسيعى از مردم ايران شامل چپى هاى ورشكسته، گروه هاى دو و سه نفره، نيروهاى نيابتى، عوامل نفوذى، دو آسترى هاى سياسى، واماندگان پنجاه و هفتى و صد البته چند گروه و شخصيت مقبول و مورد وثوق جامعه تشكيل شده است از راست راست تا چپ چپ خودشان هيچ هنرى ندارند و بهتر است بگويم كه كارى تأثير گذار از دستشان بر نمى آيد اما همه منتظر نشسته اند كه "دستى از غيب برون آيد و كارى بكند" و هر زمان كه شاهزاده بعنوان معروف ترين و مطرح ترين و قابل قبول ترين شخصيت قدمى براى آزادى ايران بر مى دارد اينان نه با سانتيمتر بلكه با مايكرومتر بدنبال او هستند تا به كمك ذره بين اشكال و ايرادى به رفتار ايشان وارد كنند و دقيقاً مانند همان على بونه گير بهانه اى براى گفتن "آخه اين چه وضعيه ، آخه" پيدا كنند .
(چرا از حكومت پدرش انتقاد نمى كند، چرا بيست و هشت مرداد را محكوم نمى كند، چرا گروهها را دعوت به همكارى براى آزادى ايران نمى كند، چرا اطرافيانش چنين كردند، چرا درس اتحاد به مردم نمى دهد، چرا به فحاشان چيزى نمى گويد، چرا فراخوان نمى دهد !!!! چرا همسرش در يك تظاهرات شعار مرگ بر سه فاسد داده، چرا در مورد پرچم هاى گوناگون چيزى نمى گويد، چرا با شخصيتهاى متفاوت در يك همايش نشسته، چرا به اسرائيل سفر كرده، چرا ، چرا ، چرا ،آخه )اما اين على بونه گيرهاى زمانه هيچگاه وقتى ايشان حركت مثبتى انجام می دهد به هيچ وجه از آن استقبال نكرده و حتى از آن يادى نمى كنند و باز هم به بهانه گيرى مشغولند.
در نشست مونيخ با نمايندگان گروههاى سياسى و ارباب جرايد و همچنين در سخنرانى ژنو ايشان بارها به پرچم سه رنگ شير و خورشيد بدون تاج، به عدم استفاده از نام كينگ و شاه براى ايشان، تقبيح فحاشى و توهين به ديگران، استقبال از اتحاد و همبستگى و دعوت از تمام شخصيتها و گروهها ، عدم انتخاب نوع حكومت براى آينده ، دفاع از حقوق و كرامت انسانى و حفظ تماميت ارضى و همچنين احترام به دموكراسى و معرفى مردم ايران بعنوان ملتى آزاديخواه كه خواهان يك حكومت دمكراتيك هستند اشاره كردند، اما على بونه گيرها دست بردار نيستند و باز هم پرچم هاى تاج دار را در ژنو و جلوى سن تكان می دهند و شعار جاويد شاه مى گويند و كينگ رضا پهلوى را فرياد مى زنند . تكليف گروهها و سازمانهاى مخالف هم كه معلوم است و همه مشغول بهانه گيرى هستند آخه ، چرا، آخه!
نویسنده: بهداد جاودان- آتلانتا