اقتصاد مالِ خر است! آیا؟
به روز شده در      شنبه 31 مهر 1397     -   Saturday September 22 2018

در این روزها همه افکار عمومی ایران و جهان درگیر تحریم های اقتصادی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی است. مردم و کارشناسان از تاثیرات ویرانگر این تحریم ها سخن می گویند و ...
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
اما آیا ریشه مشکلات اقتصادی ایران در همین تحریم ها و ممنوعیت های پیش از آن است؟ آیا در چهل سال گذشته آنچه بر سر اقتصاد مملکت آمده محصول تقابل دنیای غرب بویژه آمریکا با جمهوری اسلامی است؟ آیا تورم، رکود اقتصادی، حباب قیمت ها و ده ها اصطلاح منفی اقتصادی در ایران امروز واقعیت است و غیر از آن توهمی بیش نیست؟ و ...؟
پاسخ به این پرسش ها و مشابه آن ریشه ای بس عمیق در تاریخچه انقلاب اسلامی و شخص اول آن یعنی روح الله خمینی، بنیان گذار آن دارد. خمینی حتی پیش از انقلاب و در دهه چهل خورشیدی و همزمان با ایراد سخنرانی ها و مصاحبه هایش بر بی اهمیت بودن و حتی زیانبار بودن فعالیت های اقتصادی حکومت پهلوی تاکید می کرد و مخالفت های علنی اش را بویژه پس از تصویب قوانین انقلاب سفید شاه که بخش اعظم آن را اصلاحات اقتصادی تشکیل می داد، ابراز کرد.
او ماه های پیش از پیروزی انقلاب از همان موضوع اقتصاد که قبل و پس از آن دوران با آن مخالف بود برای تحریک مردم استفاده کرد و بارها از تجمع ثروت توسط سرمایه داران و محرومیت مستضعفان سخنوری کرد و حتی پس از ورود به ایران در همان سخنرانی معروف بهشت زهرا که می خواست دولت تعیین کند و تو دهن دولت وقت (به نخست وزیری مرحوم شاپور بختیار) بزند، با وعده آب و برق و مسکن مجانی، پرداخت پول نفت به مردم و برچیدن یا کاهش مالیات و ...، ملت ایران را به جایگزینی پدیده ای نامعلوم به جای اقتصاد بشارت می داد. 
روح الله خمینی در یک سخنرانی مشهور برای کارکنان رادیو دولتی ایران (۱۸ شهریور ۱۳۵۸) آنچه را سال ها به اشکال گوناگون بر زبان آورده بود را با یک جمله کامل کرد: «اقتصاد مالِ خر است!»، او در این سخنرانی با تاکید بر وعده های قبلی مبنی بر رایگان کردن آب و برق، مسکن، اتوبوس و ...، گفت: « «من نمیتوانم تصور کنم، هیچ عاقلی نمیتواند تصور کند که بگویند ما خون هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود، ما جوانهای مان را دادیم که خانه ارزان بشود، این منطق باطلی است که شاید کسانی انداخته باشند، مغرض ها انداخته باشند، توی دهن های مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلا کشاورزی مان چه بشود. آدم خودش را به کشتن نمیدهد که کشاورزی اش چه بشود. همه دیدید که تمام قشرها ، خانم ها ریختند توی خیابان ها ، جوان ها ریختند توی خیابان ها، در پشت بام ها در کوچه و برزن و همه جا، فریادشان این بود که اسلام میخواهیم، برای اسلام است که انسان میتواند جانش را بدهد، اولیا ما هم برای اسلام جان دادند نه برای اقتصاد، اقتصاد قابل این نیست. آن هایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند از باب اینکه انسان را نمیدانند یعنی چه، خیال میکنند انسان یک حیوانی است که همان خورد و خوراک است. منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی دارد. این چلوکباب میخورد، او کاه میخورد. اما هر دو حیوانند، اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند، اینها انسان را حیوان میدانند. حیوان هم همه چیزش  فدای اقتصادش است. زیر بنای همه چیزش، الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.»
با نگاهی بر این سند تاریخی به راحتی می توان درک کرد که چرا و چگونه کار کشور ثروتمند و سرمایه خیز ایران به اینجا کشیده که در دقیقه و حتی ثانیه ارزش پول ملی اش سقوط می کند و اقتصاد آن در سراشیبی نابودی کامل قرار گرفته است. پس از حکومت خمینی و با روی کار آمدن خامنه ای و ریاست جمهوری رفسنجانی، توجه رژیم به ثروت اندوزی بیش از پیش جلب شد و با نام سازندگی پس از جنگ ۸ ساله ایران و عراق، سپاه پاسداران وارد عرصه اقتصاد شد و بیت رهبری و بسیاری از شخصیت های راس و بدنه نظام جمهوری اسلامی به شدت با استفاده از رانت های دولتی، اطلاعات پشت پرده، زد و بند برای جذب پروژه های زیربنایی، قاچاق کالا، ارسال پول و اسلحه برای سازمان های تروریستی بیگانه و ... فعال شدند. در کنار فعالیت های فراقانونی ایشان، درآمدهای نفتی کشور نیز که بطور کامل در اختیار آنان بود به فربه تر شدن نظام اسلامی کمک کرد اما غافل از اینکه برخلاف همه شعارهای آنان مبنی بر خودکفایی و رشد اقتصادی، آنچه برای ملت و مملکت به ارث باقی گذاشته شد، چیزی جز اقتصادی معیوب و ناکارآمد نبوده است و اکنون اقتصادی که مال خر و الاغ و سایر حیوانات است همچون پتکی بر سر رژیم اسلامی فرود آمده است و نظام را به سوی نابودی سوق می دهد.
در روزهای اخیر جمله ای توسط پرزیدنت ترامپ گفته شد که عمق این فاجعه اقتصادی را برای جمهوری اسلامی نشان می دهد. رییس جمهور ایالات متحده در گفتگو با شبکه خبری بلومبرگ گفت، «وقتی من به اینجا آمدم (کاخ سفید)، سوال این بود که آنها (جمهوری اسلامی) چه زمانی بر کل خاورمیانه مسلط خواهند شد، الان مسئله این است که آیا آنها اصلا دوام خواهند آورد؟»
برای پاسخ به این سوال باید به همان جمله معروف روح الله خمینی رجوع کنیم: «اقتصاد مالِ خر است!». در سال های پس از انقلاب اسلامی چندین بار خیزش ها و شورش های مردمی اتفاق افتاد که هر بار مشکلات اقتصادی مردم بعنوان چاشنی آنها در حاشیه قرار داشت و به همین دلیل اتحاد واقعی بین ملت ایران بر قرار نشد. بطور مثال در تیر ماه سال ۱۳۷۸ و پس از حمله نیروهای بسیجی و امنیتی به کوی دانشگاه تهران و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از دانشجویان، فقط طبقه تحصیل کرده و فرهیخته جامعه به میدان آمدند و از بقیه مردم خبری نبود. در خرداد ۱۳۸۸ نیز که جنبش سبز به راه افتاد و جمع کثیری از ملت ایران بر علیه تقلب انتخاباتی به خیابان ها آمدند، طبقات سرمایه دار و فرودست مردم بویژه در شهرستان های کوچک و روستاها (که جمعیت زیادی ندارند زیرا بیشتر جمعیت کشور در شهرهای بزرگ متمرکز شده است) ساکت ماندند و فقط بدنه متوسط جامعه ایران بودند که در میدان مبارزه برای پس گرفتن رای شان باقی ماندند ولی به تدریج با فرسوده شدن خیزش جنبش سبز و عدم حمایت از سوی قدرت های بزرگ بویژه دولت باراک اوباما به فراموشی و شکست در برابر نظام اسلامی تن دادند. 
اما امروز تحریم های خردکننده، محاصره اقتصادی و انزوای قریب الوقوع رژیم اسلامی باعث شده است تا یک نقطه مشترک بین ملت ایران برای خیزش در برابر جمهوری اسلامی بوجود آید و آن هم همان اقتصادی است که به زعم بنیان گذار انقلاب اسلامی مالِ خر و گاو بوده است! همین اقتصاد حیوانی، رژیم اسلامی را به قدرت رساند و همان نیز می تواند آن را ساقط کند. در این روزها که همه درباره وضعیت وخیم اقتصادی حاکم بر کشور بحث می کنند، کل ملت ایران از فقیر و غنی درگیر این اوضاع هستند. فقرا فقیرتر شده و قدرت خریدشان را به کلی از دست داده اند و طبقه متوسط به سوی فقر پیش می رود، ثروتمندان نیز حتی با مشکلات عدیده ای روبرو شده اند. آن سرمایه دارهایی که پول نقد به ریال در بانک ها داشتند و سود آن را دریافت می کرده اند، هر لحظه از ارزش پول شان کاسته می شود و آنهایی که سرمایه شان را در امور تولیدی و کسب و کار درگیر کرده بودند با رکود اقتصادی، درآمدهایشان به شدت کاهش پیدا کرده و به سوی ورشکستگی پیش می روند. حتی آنان که به زعم خود پول هایشان را به دلار، طلا و ملک تبدیل کرده اند و بدینسان ارزش ثروت خود را به روز حفظ کرده اند نیز از گزند این سقوط اقتصادی در امان نمی مانند زیرا به هرحال مجبورند به قول معروف از جیب بخورند و دچار کاهش ثروت خواهند شد بنابراین اقتصادِ مالِ خر همان پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است که باعث خواهد طی ماه های آینده همه مردم ایران از فقیر و غنی بر علیه حکومت متحد شوند و کشور خود را از چنگال استبداد دینی نجات دهند.
 پاسخ به پرسش پرزیدنت ترامپ: «آنها دوام نخواهند آورد، مگر آنکه دولت شما فشار اقتصادی را از روی آنها بردارد!»
 
بیشتر بخوانید.....
--%>

تبلیغات
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد

Iranshahr News Agency Copyright © 2015