کتاب « صدا در سکوت »
نویسنده : امیر میرزایی ، انتشارات: شرکت کتاب، تعداد صفحات: 100 صفحه، قیمت : 10 دلار

امیر میرزایی، متولد سال 1352 خورشیدی در شهر نیلی ولایت دایکندی در یک خانواده متوسط متولد شد. او در سن 2 سالگی بزرگترین حامی، یعنی پدرش را از دست داد و حسرت داشتن یک پدر را به عنوان یک داغ برای همیشه در قلب خود حمل می کرد. وی مکتب ابتدایی را در نیلی دایکندی با شوق و علاقه زیاد دنبال کرد و در سال 1362 همراه با مادر و برادرانش به دیار هجرت ایران رفت. مکتب متوسطه را در مکاتب شبانه شهر مشهد خواند و در سال 1366 جهت ادامه تحصیل و همچنین برای آموختن هنر نقاشی به شهر تهران رفت. دو سال هنر نقاشی و کلاس های زبان را در آنجا خواند و در سال 1368 برای تحصیلات عالی به شهر پاشور پاکستان رفت. او برای تحصیلات بیشتر در رشته هنرهای زیبا در نیویورک به ادامه تحصیل پرداخت. علاقه مندی امیر میرزایی به شعر از سال 1375 خورشیدی در شهر مزار شریف آغاز شد. جنگ ها، کشتارها، شرایط مهاجرت، دوری و آوارگی وی را مجبور کرد تا پناه به قلم ببرد و آنچه می بیند و حس می کند، ثبت کند، بگوید و بنویسد. این مجموعه شعر، تفسیر دردهای بیشمار اوست که به چاپ رسیده است و سروده هایی هستند که بیانگر واقعیت های عینی و معنوی جامعه بشری است و دربرگیرنده تمام موضوعات دینی ،هنری، عرفانی و ادبی می باشد.

برگرفته از کتاب:

                                              همه خدا می گویند

همه موجود در آفاق خدا گویند، خداجویند                  که هم انسان و هم حیوان خداگویند ،خداجویند

اگر حی است یا جامد معلق اند و سرگردان                به خاطری نلغزیدن خدا گویند، خداجویند

بنی آدم که خوش باشد، نیازی بر خدایش نیست           به وقتی گریه و ماتم خداگویند، خداجویند

اگر حوری و یا دری، همه بر موی او بسته               گل نرگس بی شبنم خدا گویند، خداجویند

اگر سنگ است یا سنبل، ورق تقدیرش آنجاست           که ریگ های تهی دریا خدا گویند، خداجویند

اگر مور است یا ملا، که هر دو هر کجا باشند            که هر دو یک نفس یک دم خدا گویند، خداجویند

اگر دریا در موج است، که قهرش هم در اوج است      به قهر و لفظ طولانی خدا گویند، خداجویند

اگر آفتاب سوزان است، ریگی در دشت بریان است     همان ریگی روان و داغ خدا گویند، خداجویند

زمین لرزید و غوغا شد، نگو لرزید بگو ترسید           زمین با وضع لرزانش خدا گویند، خداجویند

اگر این قلب می تپد، خونت در رگ می رقصد           همان قلب تپان تو خدا گویند، خدا جویند

ببین طفلی به گهواره که کارش خواب و خوردن است   همان طفلک و آوازش خداگویند ، خداجویند

اگر صوفیست یا شاعر، همه مجذوب او هستند           به هر جمله و شعرشان خداگویند، خداجویند (30)

                                      برای خرید کتاب اینجا کلیک کنید

 

تبلیغات
تبلیع شماره 3
تبلیع شماره 4
تبلیع شماره 5
تبلیع شماره 6
دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لس‌آنجلس
دکتر شهریار راد
دکتر کامران یدیدی
خدمات بیمه صوفی
حمید سلیمانیان
تراولور
وستوود ویزن
کیو مارکت
مجیک تل
جواد دهقان
ژرژ اسحاقیان
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد

Iranshahr News Agency Copyright © 2015